دو مرد درویش دوره گرد بودند که معمولا سالی یک بار به روستای ما سر میزدند. کارشان درویشی بود و به بیانی با خواندن اشعار مذهبی و دینی با آهنگ و سبکی خاص روزگار میگذراندند. لباسهای زیبایی به تن داشتند. به سبک ایرانیان قدیم، شامل کلاه، عبا و شال کمری رنگارنگ. این دو نفر چون سید بودند همواره کلاهشان سبز بود و یک شال سبز هم به گردن داشتند. روزی که وارد ده می شدند، به ترتیب همه خانه ها را سر میزدند و چنانچه صاحب خانه مایل بود، چند بیتی شعر می خواندند و در مقابل پاداشی هم دریافت می کردند. عموماً پاداش آنها مقداری گندم (نزدیک به یک کیلو) بود. ولی ممکن بود برخی خانواده ها کالای دیگری یا حتی وجه نقد به آنها بدهند. تنها باری که من ایشان را دیدم دو اسب و یک قاطر به همراه داشتند. بعد از اینکه اسب ها و قاطر را در آخور جلوی مسجد و روبروی تنها بقالی ده بستند، کارشان را از خانه همان بقال (که در آن زمان کدخدای ده هم بود) شروع کردند. من و تعدادی از بچه های ده هم دنبالشان. بعد از ساعتی خسته شدم و به خانه برگشتم.
عصر شده بود. مادرم لحظه شماری می کرد تا درویشها را که به لحاظ سید بودن، حضورشان در خانه ها خوش یمن تلقی می شد را ببیند و از ایشان دعا برای هر دو پسرش را درخواست کند. بالاخره آمدند. خیلی مودبانه و با احترام سلام کردند. اسم بچه ها را پرسیدند. مادرم گفت: دو پسر دارم نبی الله و علی. همین که حرف مادرم تمام شد، شروع کردند به خواندن. هر کدام یک بیت با صوتی زیبا و دلنشین و سپس با هم "صلی علی محمد صلوات بر محمد"؛
اول خوانیم خدا را ،رسول انبیا را ،علی مرتضی را،
صلی علی محمد صلوات بر محمد
صلوات را خدا گفت جبرئیل بارها گفت در شان مصطفی گفت
صلی علی محمد صلوات بر محمد
شاه نجف علی است سر ور دین علی است شیر خدا علی است
صلی علی محمدصلوات بر محمد
یارب به حق زهرا شفیع روز جزا یعنی که خیر النساء
صلی علی محمد صلوات بر محمد
بعد از علی حسن بود چون غنچه در چمن بود ،نور دو چشم من بود
صلی علی محمد صلوات برمحمد
بوی حسین شنیدیم چون گل شکفته دیدیم به مدعا رسیدیم
صلی علی محمد صلوات برمحمد
زین العباد بیمار ،سجاد است وتبدار یعنی که شاه کبار
صلی علی محمد صلوات برمحمد
باقر امام دین است نور خدا یقین است فرزند عابدین است
صلی علی محمد صلوات بر محمد
جعفر صبح صادق ،هم نور وهم موافق ،تاج سر خلا یق
صلی علی محمد صلوات برمحمد
موسای با سعادت با ذکر و با عبادت سر دار با جلالت
صلی علی محمد صلوات برمحمد
هشتم رضا امام است از ضامنی تمام است شاه غریب بنام است
صلی علی محمد صلوات برمحمد
ما شیعه تقی ایم خاک ره نقی ایم محتاج عسکری ایم
صلی علی محمد صلوات بر محمد
مهدی به تاج و نورش با احمد ورسولش نزدیک شد ظهورش
صلی علی محمد صلوات بر محمد
لابلای این شعر زیبا اسم ما دو نفر را هم چندین با تکرار کردند. نمیدانم در کدام بیت بود ولی خودشان بسیار مهارت داشتند و در خلال خواندن شعر برایمان دعا کردند. در آخر هم رو به قبله برای عاقبت بخیری و موفقیت ما دعا کردند.
مادرم که زیر لب با آنها همراهی می کرد و اشک از چشمانش سرازیر بود، کیسهxad ای پر از بادام به آنها داد.
خداحافظی کردند و رفتند....
اول خوانیم خدا را ،رسول انبیا را ،علی مرتضی را،...ما را در سایت اول خوانیم خدا را ،رسول انبیا را ،علی مرتضی را، دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91